من يك مدير هستم


كتاب «من يك مدير هستم» نوشته زهرا عسگري با نگاهي نو به مسئله حجاب توسط انتشارات ميراث اهل قلم منتشر شد. نويسنده در اين كتاب با قلمي روان و صميمي درباره حضور زنان با حفظ حجاب در جامعه سخن گفته و به تشريح وجود برخي موانع و محدوديت ها نيز پرداخته است. در بخشي از كتاب با اشاره به بعضي مشكلات موجود در جامعه و عدم تناسب آنها با داشتن حجاب، اعلام مي شود، داشتن حجاب خود نوعي مديريت است و كسي كه حجاب دارد، يك مدير است. در بخش هايي از اين كتاب ارزان و جمع و جور كه در قطع پالتويي و در ۷۲ صفحه منتشر شده مي خوانيم: «در شرايط امروز جهان حجاب از يك موضوع ارزشي اخلاقي صرف خارج شده است، ديگر حجاب صرفا يك حكم الهي نيست و به يك موضوع فوق العاده استراتژيك، سياسي و امنيتي تبديل شده است. گواه اين مطلب بررسي عملكرد دنياي غرب در اين حوزه مي باشد. قانون منع حجاب در كشورهاي غربي، حجم انبوه اهانت ها و زير سوال بردن حجاب اسلامي در رسانه هاي ديداري و شنيداري، كاريكاتورها، فيلم ها و ... از اين نكته پرده برمي دارند كه حجاب بنيان تمدن غرب را به چالش كشيده است؛ پديده اي كه از اصل مبارزه با هواي نفس نشأت مي گيرد. زنان مسلمان برخلاف آنچه هواي نفسشان مي گويد، خود را مي پوشانند و همه مسأله همين است...» «در جهان بيني يك فرد محجبه، حجاب يك امر فردي نيست. لباس او پرچم كشور وجود اوست. پرچمي كه او بر سر در خانه وجود خود نصب كرده است و با آن اعلام مي كند كه از كدام فرهنگ تبعيت مي كند... ولي در جهان بيني انسان غربي پوشش يك امر فردي است، با اين وجود سوال مهم اين است كه چرا وقتي اين نحوه پوشش در انتخاب يك فرد به حجاب اسلامي منجر مي شود با او هم به لحاظ نظري و هم با وضع قوانين سختگيرانه مخالفت مي كنند؟» «قطعا حجاب يك محدوديت است، براي خانمي كه خريد كرده و سبدي در دست دارد. براي خانمي كه در باران بايد مواظب خيس نشدن آن باشد و ... اما چراغ قرمز هم يك محدوديت است ولي چرا مردم به آن تن مي دهند؟ چرا بچه ها صبح زود از خواب بيدار مي شوند و مدرسه مي روند؟ چرا وقتي بيمار مي شويد هر غذايي را نمي خوريد و هزاران چراي ديگر كه هيچ كس اعتراض نمي كند كه اين محدوديت ها را كنار بزن...»



كتاب «من يك مدير هستم» نوشته زهرا عسگري با نگاهي نو به مسئله حجاب توسط انتشارات ميراث اهل قلم منتشر شد.
نويسنده در اين كتاب با قلمي روان و صميمي درباره حضور زنان با حفظ حجاب در جامعه سخن گفته و به تشريح وجود برخي موانع و محدوديت ها نيز پرداخته است. در بخشي از كتاب با اشاره به بعضي مشكلات موجود در جامعه و عدم تناسب آنها با داشتن حجاب، اعلام مي شود، داشتن حجاب خود نوعي مديريت است و كسي كه حجاب دارد، يك مدير است.

در بخش هايي از اين كتاب ارزان و جمع و جور كه در قطع پالتويي و در ۷۲ صفحه منتشر شده مي خوانيم:

«در شرايط امروز جهان حجاب از يك موضوع ارزشي اخلاقي صرف خارج شده است، ديگر حجاب صرفا يك حكم الهي نيست و به يك موضوع فوق العاده استراتژيك، سياسي و امنيتي تبديل شده است. گواه اين مطلب بررسي عملكرد دنياي غرب در اين حوزه مي باشد. قانون منع حجاب در كشورهاي غربي، حجم انبوه اهانت ها و زير سوال بردن حجاب اسلامي در رسانه هاي ديداري و شنيداري، كاريكاتورها، فيلم ها و ... از اين نكته پرده برمي دارند كه حجاب بنيان تمدن غرب را به چالش كشيده است؛ پديده اي كه از اصل مبارزه با هواي نفس نشأت مي گيرد. زنان مسلمان برخلاف آنچه هواي نفسشان مي گويد، خود را مي پوشانند و همه مسأله همين است...»

«در جهان بيني يك فرد محجبه، حجاب يك امر فردي نيست. لباس او پرچم كشور وجود اوست. پرچمي كه او بر سر در خانه وجود خود نصب كرده است و با آن اعلام مي كند كه از كدام فرهنگ تبعيت مي كند... ولي در جهان بيني انسان غربي پوشش يك امر فردي است، با اين وجود سوال مهم اين است كه چرا وقتي اين نحوه پوشش در انتخاب يك فرد به حجاب اسلامي منجر مي شود با او هم به لحاظ نظري و هم با وضع قوانين سختگيرانه مخالفت مي كنند؟»

«قطعا حجاب يك محدوديت است، براي خانمي كه خريد كرده و سبدي در دست دارد. براي خانمي كه در باران بايد مواظب خيس نشدن آن باشد و ... اما چراغ قرمز هم يك محدوديت است ولي چرا مردم به آن تن مي دهند؟ چرا بچه ها صبح زود از خواب بيدار مي شوند و مدرسه مي روند؟ چرا وقتي بيمار مي شويد هر غذايي را نمي خوريد و هزاران چراي ديگر كه هيچ كس اعتراض نمي كند كه اين محدوديت ها را كنار بزن...»


مدیر